اسحاق بن اسماعيل دهلوى
79
غاية الشفاء
غير طبعى گردد و هرگاهى كه ماده اندر عروق باشد ربع نائبه تولد كند و هرگاهى كه اندر يك عضو باشد ورمى صلب يا سرطان يا خوره پيدا شود و بيشتر حميات ربع كمخطر باشد اگر در تدبير معالجه خطا نرود و مدت درازترين وى يك سال بود و مردم را بدين تپ از بيماريهاى سودا چون صرع و ماليخوليا و تشنج روى دهد و ليكن اگر اندر علاج خطا افتد و ماده سخت خام باشد مدت وى درازتر گردد و باشد كه دوازده سال بماند و آنچه دراز كنند بيشتر اوقات باستسقا بازگردد و بسيار باشد كه تپهاى مركب با آخر ربع يار شود علامت تپ ربع نخست سرما و لرزه اندك باشد و هر نوبتى زيادت همى شود تا وقت انتها و از پس انتها بتدريج كمتر مىشود و سرما با درد استخوانها و تكسر باشد و بسيار رنج دهد و لرزه آرد چنان كه دندانها برهم زند از بهر آنكه ماده غليظ و سرد باشد دير گرم شود ليكن خون گرم شود گرمى او كمتر از گرمى حميات بلغمى باشد و نشان نضج آن باشد كه سرما و لرزه كمتر افتد و بسيار باشد اندر بهار كسى را كه غب آيد و آخر ماه ربع بازگردد از بهر آنكه ماده رقيق به عرق و ديگر استفراغها صرف شود و غليظترين اندر تن بماند و هرگاهى كه سببى از اسباب عفونت اندر آنكه باقىمانده اثر كند سبب ربع گردد و همچنين هرگاهى كه ماده تپهاء مركبه كه نوبتهاى آن مختلف باشد باستفراغ خرج شود بر ؟ ؟ ؟ ربع قرار گيرد و مدت ربع خاصه بيست و چهار ساعت باشد و مدت آسايش چهل و هشت ساعت بود و گروهى گفتهاند كه اندر بيشتر دردهاى ربع خالصه چهل و نه دور باشد اما ؟ ؟ ؟ ربع بلغمى آنست كه نوبتهاى آن دراز باشد و نبض بطى و نرم و بول غليظ و ؟ ؟ ؟ انواع ربع نخست بول سفيد باشد و بسبزى گرايد و خام باشد و از پس اسهال بسيار ؟ ؟ ؟ و عرق ربع با تپ بلغمى بسيار باشد و با تپ صفراوى اندك علامت ربع ؟ ؟ ؟ پديد آمدن نشانهاى غلبهء خون باشد و سخنه و عادت و فصل سال و غذاهاى ما قبل كه باكل آمده بر آن گواهى دهد علامت ربع صفراوى آنست كه نوبت او كوتاه